خرید بک لینک
از عصر دلم گرفته بود . انگار آزار داشتم تقدیر شادمهر هم همیشه منو با خودش میبره با اینکه میدونم برگشتم سخته و طولانی اما میخوامش و دوستش دارم . میرم به خیلی سال قبل و به غم راه میدم . بفرمایید جناب غم. و باز هم شب و آهنگ من آدم سابق نیستم . بزرگم . زخم دارم تجربه دارم مادرم خیلی چیزها دارم که بهشون مفتخرم خیلی زیاد مثلا همین اعتماد به نفس بالای بالا چرا که نه امشب اتفاقی فهمیدم سالگرد ۴تایی هاست ممکنه نا خودآگاهم زیر آب زده باشه ؟نمیدونمعطرت داره از بیرهنی که جا گذاشته میپره  + نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر ۱۴۰۰ ساعت 0:26 توسط تک  | 

برچسب: نویسنده: مریم قربانی تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 8:50

مثل همیشه از خودم راضیم . اعتماد به نفسی که غوغا میکنه حتی بیشتر هم شده . قوی تر شدم شعار نیست واقعا قوی تر شدم چون امسال هم مثل همیشه زخم و سختی داشت و من سخت تر شدم قوی تر شدم به قیمت چند تار موی سفید بیشتر کنار شقیقه و خط لبخندی عمیق تر . خدا رو شکر چقدر زیبایی امسال دیدم .چه کتاب های خوبی خوندم . چه آهنگ های خوبی گوش دادم . پادکست های بی نظیری گوش دادم . برای خودم چیزهای خوب خریدم . چقدر خوب چقدر عالی خدایا شکرت . تونستم پس انداز کنم و برتب خرجش نقشه بکشم  .برای من سال خوبی بود . یه کاری کردم که اینقدر برای خودم خوشحالم که نگو. یه چیزی آزارم میداد و نمیتونستم انجامش بدم . امسال انجامش دادم . آفرین به خودم . عالی بودم . اشتباه هم داشتم ولی به نخ کشیدم شون برای تکرار نشدن . خلاصه نصف شبی فقط اومدم اینجا بنویسم چقدر به خودم افتخار میکنم. چرا نصف شبی بر ق ها رفت هم لباس شویی روشن داشتم هم ظرفشویی هم مودم .۰امشب دلم آهنگ خواست . یه حال خوش مخصوص بالای ۳۵ساله ها دارم . هوا هم خیلی سرد شده . بخوابم فردا هم کارهای خودش رو داره  + نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 3:38 توسط تک  | 

برچسب: نویسنده: مریم قربانی تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 8:50

صفحه بندی